عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
50
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى
قابل ذكر نمىدانسته ويا حتّى نقل آن را ناروا مىشمردهاند واز سوئى ديگر بعلّت اعتناى تذكرهنويسان صوفيّه به ضبط دستورات سلوكى مشايخ ، حكم وكلمات گزيده آنان ، چگونگى برخوردشان با حوادث وپيش آمدها وسرانجام كرامات آنان ، كه ضبط اين موارد را به حال مراد ومريد - هر دو - نافع مىدانستند وچنين نفعي را از ثبت تاريخ ولادت كسان ويا چگونگى خانواده ونام پدر وديگر مشخّصات آنان چشم نمىداشتند ، امروز بخش عمدهاى از زندگينامهء اين ناموران براي ما در پردهء ابهام است . از همين روى ، مجموعهء اطلاعات ما از دوران اوّليه زندگانى رابعه بسيار محدود وشايد بتوان گفت ناچيز است . بنا به نوشتهء عطار ، رابعه « 1 » در خانوادهاى تهيدست ولادت يافت . پدرش - كه نام أو « همچنان براي ما مجهول مانده » « 2 » - همان شب در حالي كه از شدّت اندوه حاصل آمدهء از فقر ، سر بر زانو نهاده وبخواب رفته است ، مژده مبارك بودن نوزادش را از زبان پيامبر مكرّم مىشنود واز بركت اين طفل ، فرداى آن روز چهار صد دينار در كيسهء خود داشته است اين دوره يعنى از زمان ولادت تا موقعى كه أو بظاهر در خدمت خواجهاش بوده امّا همه روز روزه مىگرفته وهمه شب به عبادت مشغول مىشده ، براي ما كاملا ناشناخته است . تنها مىدانيم كه پدر ومادر را از كف داده ودر جريان قحطى بصره أو وسه خواهر ديگرش از هم جدا افتادهاند . در همين زمان أو به ستم به بهاى شش درهم فروخته مىشود . از دست دادن پدر ومادر واسارتش وبديگر معنى از دست دادن آزادىهاى فردى ، سخت أو را به رنج مىافكند ودر پيدايش ورشد شخصيّت أو بسيار مؤثر مينمايد . چه أو ، بهنگامى كه هنوز از خشنودى پروردگار نسبت به عبادات وحالاتش اطمينان نداشت - هر چند عنصر خوف هميشه أو را همراهى كرد - در سجدهاى كه از سر ضعف وبيچارگى كرد از غريبى ويتيمى واسيرى ودست گسستگى خود ياد
--> ( 1 ) . بنگريد : تذكرة الأولياء ج 1 ص 60 . ( 2 ) . بعضي از تاريخنگاران پدر أو را إسماعيل نوشتهاند ، امّا اين ثبت را چه اندازه مىتوان پذيرفت ؟ . تفضيل اين مطلب را بنگريد به : شهيد عشق الهى رابعه عدوية ص 11 .